تبليغاتX
سوسیالیسم مارکسیستی، یک وعده سرخرمن، یک مذهب سیاسی و یک ابزار در خدمت الیگارشی تشکیلاتهای مارکسیست است انتقاد
آنارشیسم، سوسیالیسم مردمی و ضد دولتی و مارکسیسم، سوسیالیسم دولتی و ضد مردمی است !
 

نوآم چامسکی در مورد آنارشیسم و مارکسیسم لنینیسم

[NoamChomskyFidelCastro.jpg] 

ترجمه و تلخیص: نادر احمدی

‏‏چهار شنبه‏، 2009‏/11‏/25 

آوران نوآم چامسکی در 7 دسامبر 1928  از یک خانواده مهاجر یهودی روس تبار در شهر فیلادلفیای آمریکا بدنیا آمد. او، زبانشناس، فیلسوف، دانشمند، فعال سیاسی، ناشر و استاد دانشگاه تکنولژی ماساچوست است. او به عنوان پدر زبانشناسی مدرن شناخته می شود و در همین رشته در دانشگاه فیلادلفیا و هاروارد تحصیل کرده است.( نقل از ویکیپدیا)

مطلب زیر ترجمه متنی از اینترنت است که آدرس مشروح آن در انتهای این ترجمه درج شده است:

نوآم چامسکی بخاطر انتقاداتش به سیاست خارجی ایالات متحده و تخصص او در رشته زبانشناسی معروف است اما به دلیل حمایت او از "سوسیالیسم آزادیخواه (آنارشیسم)" کمتر شناخته شده است. در یک مصاحبه اختصاصی با "انقلابیون سرخ و سیاه " که توسط "کوین دویلی" در تاریخ ماه می 1995 انجام شد او نظراتش را در مورد آنارشیسم، مارکسیسم و تحولات سوسیالیستی در شرایط کنونی را بیان کرده است:

سؤآل: قبل از هر چیز برای مدت طولانی است که شما مدافع نظرات آنارشیستی هستید. خیلی از مردم با مطلبی که شما در سال 1970 در مورد کتاب دانیل گورین به نام "از تئوری تا پراتیک" نوشتی آشنا هستند اما اخیرأ در فیلم " منوفکچرینگ دیسنت" شما از فرصت استفاده کردید تا مجددأ دیدگاههای آنارشیسم و توانایی بالقوه آن را روشن و برجسته کنید، سؤآل این است که چه چیز شما را به طرف آنارشیسم جذب کرده است؟

نوآم چامسکی: از دوران جوانی که من شروع به تفکر در مورد دنیا فراتر از محیط اطرافم کردم با آنارشیسم آشنا شدم و از آن موقع تا کنون هیچ دلیلی برای تغییر نظرم وجود نداشته است. من فکر می کنم که منطقی است که برای گسترش افق آزادیهای انسانی لازم است تا فقط ما در مورد ساختمان قدرت، هیرارشی و تسلط طلبی در تمام عرصه های جامعه بررسی کنیم تا بتوانیم با آنها مبارزه کنیم و تا زمانیکه دلیلی قانع کننده برای وجود آنها ارائه نشده است وجود آنها قابل قبول نیست و آنها باید برچیده شوند و این موضوع شامل برچیدن قدرت سیاسی، مالکیت خصوصی، مدیریت اجتماعی، رابطه بین زن و مرد، رابطه بین پدر و مادر با فرزندان و کنترل در مورد نسلهای آینده (و به نظر من این مهمترین دلیل حامی جنبش محیط زیست می باشد) و مانند آن می شود.بطور طبیعی این موضوع به معنی به مبارزه طلبیدن مؤسسات عظیم کنترل اجتماعی یعنی قدرت سیاسی، دیکتاتوری مالکیت خصوصی که بخش اعظم اقتصاد داخلی و بین المللی را کنترل می کند و مانند آن می باشد. بطور خلاصه آنچه که من از آنارشیسم فهمیدم این است که همه مسئولیتها و تقصیرها بر عهده دولت است و اگر دولت نتواند به این مسئولت های خود جامه عمل بپوشاند باید برچیده شود. بعضی وقتها توقعات را می توان برآورد کرد مثلأ ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 11:16  توسط نادر | 
 

تصویب طرح بیمه خدمات درمانی همگانی در آمریکا

نادر احمدی

‏‏سه شنبه‏، 2009‏/11‏/10

دولت آقای اباما علیرغم کارشکنی های فراوان مخالفان داخلی موفق شد تا طرح بیمه خدمات درمانی همگانی در آمریکا را در مجلس نمایندگان آن کشور تصویب کند و به تحقق مهمترین وعده انتخاباتی خود یک قدم نزدیک شود. سایت اتحادیه کارگری «سی. دبلیو. ای» که یکی از اتحادیه های بزرگ کارگری عضو فدراسیون کارگری« آ.اف.ال- سی.آی.او» در آمریکا است در اینباره نوشت: « در نتجه زحمات ما، مجلس نمایندگان با طرح بیمه خدمات درمانی همگانی در آمریکا موافق کرد.» این اتحادیه که من خبرنامه آن را دریافت می کنم برای تصویب این طرح زحمات زیادی کشید و حتی با در اختیار گذاشتن شماره تلفن نمایندگان مجلس، از اعضا و کسانی مانند من که چون ساکن آمریکا نیستم عضو این اتحادیه نیستم می خواستند که به آنان تلفن بزنیم و آنان را تشویق کنیم که به این لایحه رأی مثبت بدهند. تلاش دولت اباما برای تصویب این طرح باعث شده است که نیروهای ارتجاعی در جامعه آمریکا تبلیغات گسترده ای در اینترنت بر علیه او راه بیاندازند و او را کمونیست و سوسیالیست بنامند و عکس او را در کنار مارکس و لنین و حتا هیتلر قرار داده اند. من امیدوارم که کارگران و تمام مردم محروم آمریکا از خدمات درمانی مجانی که حق مسلم تمام آنان است برخوردار شوند و بدون شک هر دستآورد کارگری در هر کجای جهان و بخصوص در آمریکا در بهبود شرایط طبقه کارگر جهانی مؤثر است. مطلب زیر ترجمه مطلبی است که در اینباره در سایت اتحادیه کارگری «سی. دبلیو. ای» درج شده است. .....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 12:13  توسط نادر | 
 

مبارزه طبقاتی مارکسیستی از شعار تا واقعیت

نادر احمدی

‏چهار شنبه‏، 2009‏/11‏/04

بر کسی پوشیده نیست که مبارزه طبقاتی یک اصل مهم مارکسیستی است اما آیا براستی مارکسیستها چه هدفی از طرح این شعار دارند و آنان که خودشان عمومأ منشأ غیر کارگری دارند و از میان اقشار و طبقات غیر کارگری بر خاسته اند چرا عاشق طبقه کارگر شده اند و به اصطلاح به طبقه خودشان خیانت می کنند؟ شاید بتوان گفت که  مهمترین چماقی که مارکسیستهای ارتدکس بر علیه دیگر مارکسیستها بکار می برند متهم کردن آنان به فقدان درک طبقاتی به نفع طبقه کارگر است و معیار مارکسیست بودن هر فرد و تشکیلات مارکسیستی میزان تعهد نظری و تئوریک افراد و تشکیلاتها به تکرار مداوم وفاداری به طبقه کارگر است و البته این وفاداری از جنبه شعار هیچوقت فراتر نمی رود! بدون شک شعار به اصطلاح مبارزه طبقاتی در فرهنگ سیاسی مارکسیستی به شعارهای دیگری مانند انقلابیگری و رادیکالیسم انقلابی، جنگ طبقات و ستم طبقاتی، دیکتاتوری به اصطلاح پرلتاریا، حکومت تک حزبی، نفی دمکراسی، نادیده گرفتن حق گزینش دولت و رهبران حزبی توسط مردم، و مانند آن مرتبط می باشد و دفاع رهبران احزاب مارکسیست از اصول گفته شده مطلقأ یک هدف را تعقیب می کند و آن این است که  ........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 21:41  توسط نادر | 

 

جايگاه و نقش كارگران در بلوای انتخابات از دیدگاه آقای حمید تقوایی


نادر احمدی

‏‏شنبه‏، 2009‏/10‏/10

اخیرأ و به تاریخ اول اکتبر 2009 آقای کاظم نیکخواه که از حواریون وفادار آقای حمید تقوایی است در استکهلم به پابوس ایشان رسیده است و از او در مورد انقلاب مخملی- آمریکایی بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران کسب تکلیف و استفتاء کرده است. مهمترین نکته ای که از تحلیلهای شدیدأ دیالکتیکی ایشان برجسته می شود این است که ایشان و دنباله روان حزبی اش بلوای بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران را یک انقلاب پرلتری با رهبری خودش و حزبش ارزیابی می کند اما متأسفانه ایشان مشخص نمی کند که رنگ انقلابش سبز ، نارنجی یا چه رنگ دیگری است؟ و بخصوص ایشان به ما نمی گوید که با چه قدرت جادویی توانسته است از اروپا و از راه دور موفق به راه اندازی انقلاب در ایران بشود؟  آقای تقوایی و حزبش که خود را پرچمدار این انقلاب مخملی می دانند به عنوان سخنگوی مردم و پرلتاریا خطاب به آنان با صدور بیانیه های متعدد فتواهای خود را صادر کرده اند و برای آنان که بدون رهنمودهای ایشان راه خود را گم می کنند  تکالیف انقلابیشان را مشخص کرده اند!!! در این مصاحبه کاظم نیکحواه از آقای تقوایی چنین می پرسد: " .. کاظم نیکخواه: حميد تقوايي در ادامه بحثهايي كه داشتيم من ميخواهم سوالي در مورد نقش و جايگاه كارگران در اين انقلاب مطرح كنم. و سوالم بسادگي اينست در این انقلاب کارگران کجا هستند؟ ....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 19:51  توسط نادر | 

 

   ریشه های مشترک مارکسیسم و ناسیونال- سوسیالیسم (2)

نادر احمدی

دوشنبه 14-سپتامبر 2009

در پاسخ به مقاله پیشین من به نام: "ریشه های مشترک مارکسیسم وناسیونال- سوسیالیسم" آقایان نادر هدایت  بهروز شادی مقدم (لینک) در مقام دفاع از مارکسیسم مطالبی را منتشر کردند که من از نظر محتوا انها را فاقد ارزش پاسخگویی می دانم و بخصوص نوشته آقای شادی مقدم که هدفش فقط جلب توجه هم فرقه ای هایش و اثبات وفاداری به مذهب مارکسیسم است و براستی انعکاسی از فرهنگ بی منطق و فحاشی و اتهام زنی مرسوم در بین چماقداران اینترنتی سازمان مجاهدین خلق است. نوشته آقای هدایت نیز حاوی شعارها و از خود تعریف کردنهای مرسوم در بین مارکسیستها است.  بطور مثال او به تمامی وجوه اشتراک بین مارکسیستها و نازیها که من مطرح کرده ام نمی پردازد و بر اساس سنت ترتسکیستها فقط به کیش شخصیت استالین و مائو می تازد تا دق دلش را خالی کرده باشد و به ما نمی گوید که چرا حزب بلشویک آلت دست حضرت استالین بوده است؟ و چرا حزب به اصطلاح کمونیست چین بادمجان دور قاب چین  حضرت مائو بوده است و هنوز می باشد و این حزب از حضرت مائو یک بت و خدا درست کرده است؟ آیا آقای هدایت نمی داند که حضرت لنین سالها در کشور سرمایه داری سویس زندگی کرده است و دولت آلمان اجازه داد تا لنین در هنگام بازگشت به روسیه از خاکش عبور کند؟ آیا آقای هدایت نمی داند که دولت آلمان هیتلری با کشور شوروی به اصطلاح سوسیالیستی قرارداد صلح امضاء کرده بود؟ آقای هدایت می نویسد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 18:6  توسط نادر | 

 

ریشه های مشترک مارکسیسم و ناسیونال- سوسیالیسم 

Socialism: Two Faces, One Ideology by dynamist.

نادر احمدی

سه شنبه‏، 2009‏/09‏/01

- وجوه اشتراک ما با بلشویکها بیش از وجوه اختلاف ما با آنان است ... من همیشه دستور داده ام که کمونیست های سابق فورأ به عضویت حزب ما پذیرفته شوند. ( هیتلر: ناسیونال سوسیالیسم 1945-1889)

- اگر به خاطر کمونیسم ما باید نود درصد از جمعیت کشور را قربانی کنیم ما از این نوع قربانی دادن صرفنظر نخواهیم کرد. ( ولادیمیر لنین- انترناسیونال سوسیالیسم 1924- 1870 )

البته در اینجا منظور لنین از کمونیسم، تضمین حاکمیت الیگارشی حزب بلشویک بر اجساد مردم روسیه بوده است و سؤال این است که اگر نود درصد جمعیت کشوری قربانی شود کمونیسم برای چه کسی و توسط چه کسی باید ساخته شود؟ حقانیت مطلقی که مارکسیست ها برای خودشان قائل هستند فقط به اینجا محدود نمی شود بلکه اولین قربانی حکومت بلشویکها همان پرلتاریایی بود که حزب بلشویک قیام آنان را بر علیه حکومت بلشویکها در پتروگراد سرکوب و به خون کشید و در حالی که فریاد دفاع از حق تعیین سرنوشت بلشویکها گوش همه را کر کرده بود استالین تمامی مردم کشور چچن را به سیبری تبعید کرد و تمامی اقوام اسیر در شوروی سابق تا زمان سقوط آن امپراطوری در چنگال بلشویکها گرفتار بودند. مارکسیسم و نازیسم ( ناسیونال- سوسیالیسم ) ظاهرأ دو قطب و بلوک متضاد هستند اما با مطالعه دقیقتر آنان به ماهیت یکسان و وجوه بسیار مشترک آنان پی می بریم. .....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 17:3  توسط نادر | 
 

نگاهی به نظرات منصور حکمت در باره آزادی بیان

free-speech2 by cmaotaku.

نادر احمدی

‏چهار شنبه‏، 2009‏/08‏/05

تردیدی نیست که مقوله «آزادی بیان» و مارکسیسم ماهیتأ مانند موش و گربه در ستیز هستند و تضاد بین آنان آنقدر عمیق است که هیچ پلی قادر به پیوند دادن این دو تضاد نیست! با وجود این اگر یک تشکیلات توتالیتر مارکسیست مدافع آزادی بیان بشود این امر یک تحول مثبت است، اما براستی چگونه یک چنین تشکیلاتی در حالیکه به اصول مارکسیسم وفادار است می تواند مدافع آزادی بیان نیز باشد؟  آقای منصور حکمت در مصاحبه با رادیو انترناسیونال معتقد است که: «... بيست سال پيش، فکر ميکنم اولين جريان و حزب سياسى که مقوله آزادى بى قيد و شرط بيان و آزاديهاى بى قيد و شرط سياسى را در برنامه اش گنجاند و در جامعه ايران مطرح کرد اتحاد مبارزان کمونيست بود. تصور نميکنم در تاريخ صد ساله اخير، از انقلاب مشروطيت تا امروز، هيچ حزب سياسى، خواست آزادى بى قيد وشرط و نامحدود بيان و آزاديهاى بى قيد و شرط و نامحدود سياسى را مطرح کرده باشد. وقتى ما اين را مطرح کرديم خيلى کفرآلود تلقى ميشد. چون آن موقع فرمول انقلابى چپ راديکال اين بود: آزادى براى خلق، سرکوب براى ضد خلق .. حرف زدن سروش، خاتمى، مهاجرانى، خامنه اى، لاجوردى در اروپائى که آزادى بيان تضمين شده است، به اين معنى است که اينها تريبون از دولت ميگيرند، حرفشان را ميزنند، حال اگر من هم بيايم با شيپورى، ترومپتى، ساکسيفونى، چيزى، آنقدر صداى ناهنجار در بياورم کسى حرف اينها را نشنود، من آزادى بيان اينها را نقض نکرده ام، دارم آزادى بيان خودم را ابراز ميکنم  ...» ...» بدینسان آقای حکمت .... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 14:23  توسط نادر | 
 

آیا ايرانیان مهاجر از هم می گریزند؟

xeno.jpg

نادر احمدی

7/24/2009 شنبه

این تیتر مطلبی بود که چندی پیش در سایت فارسی رادیو بی بی سی منتشر شد و حاوی نظرات و تجربیات خوانندگان این سایت در مورد روابط ایرانیان با همدیگر بود. من در انتهای این مقاله آن مطلب را مجددأ می آورم زیرا حاوی مطالبی است که به ما کمک می کند تا خود را بهتر بشناسیم. اکنون دیگر بر کسی پوشیده نیست که ایرانیها از همدیگر بیزار و عاشق بیگانگان هستند! البته این خصلت فقط ویژه عامه مردم نیست و گروههای چپ و حتی از نوع مدرن و غربی آن نیز از همدیگر و حتی از خودشان هم  بیزار هستند! مشکل تفرقه، ناسازگاری و ستیزه جویی رایج در بین گروههای سیاسی چپ و راست انعکاسی از شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است که با آن تربیت شده اند و بر خلاف ادعاهای این گروهها، علت نابسامانی وضع موجود در بین آنان نه اختلاف ایدئولژیک بلکه فقدان فرهنگ گفتکو و نبود روحیه دمکراسی و تحمل دیگران آنطور که هستند، می باشد و برای این گروهها مارکسیسم نیز ماهیتأ زمینه و محیط مناسبی را برای بروز روحیه ناسازگاری و خصومت طلبی آنان فراهم کرده است. در حالیکه ایرانیها، ترکها، عربها و دیگر مردمان مانند آنها در برخورد با دیگران رفتاری  مبتنی براحساسات دارند و همیشه بر نکات منفی و عیب جویی از دیگران متمرکز می شوند اما مردم اروپا و مثلأ مردم هلند، بطور نسبی حتی اگر با کسی هم نظر نباشند ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 21:2  توسط نادر | 

 

سیر قهقهرائی گلوبالیزیشن و عواقب بحران اقتصادی اخیر

 

ترجمه و تلخیص: نادر احمدی

‏‏‏شنبه‏، 2009‏/07‏/18

« مطلب زیر خلاصه مقاله ای است که در نشریه آمریکائی " روابط خارجی " درج شده است. آقای راجر- س- آلتمن نویسنده این مقاله در سالهای 1994- 1993 معاون وزیر خزانه داری آمریکا بوده است. ارزش اعترافات مطلب زیر آنجا برجسته می شود که از زبان یک مقام رسمی سابق دولت آمریکا و یک تئوریسین اقتصادی بیان می شود. » .......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 15:44  توسط نادر | 

تجاربی از سوسیالیسم مردمی در ویرجینیای آمریکا

 

نادر احمدی

‏‏دوشنبه‏، 2009‏/06‏/01

(برخلاف سوسیالیسم دولتی- بوروکراتیک مارکسیستی که توسط دولت به مردم تحمیل می شود، سوسیالیسم مردمی ناشی از انگیزه و احساس ضرورت فردی و  نیاز و داشتن یک آگاهی و شعور سطح بالا می باشد و با وجود احاطه شدن این کمونهای سوسیالیستی توسط فرهنگ و جاذبه های بسیار قوی سرمایه داری، اما آنان به موجودیت خود ادامه می دهند و یک آلترناتیو واقعی را در مقابل مارکسیسم و سرمایه داری ارائه می دهند. چندی پیش وقتی که من مطلبی را در مورد معرفی کیبوتص های اسرائیلی منتشر کردم، آن دسته از مارکسیست ها که ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 16:14  توسط نادر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
...این یک واقعیت آشکار و غیر قابل انکار است که بدون مطبوعات آزاد و سانسور نشده و بدون موجودیت بدون محدودیت سازمانها و اجتماعات، حاکمیت واقعی مردم غیر قابل تصور است.....این وظیفهً تاریخی پرلتاریا است که هر گاه قدرت سیاسی را بدست آورد، بجای دمکراسی بورژوایی، دمکراسی سوسیالیستی را بنشاند و نه آنکه هر گونه دمکراسی را از میان بردارد.......آری دیکتاتوری ! اما این دیکتاتوری در نوع بکارگیری دمکراسی و نه در از بین بردن آن تشکیل می شود که بدون دخالت با انرژی و قاطع در حقوقی که در مناسبات اقتصادی جامعه سرمایه داری تحصیل شده اند، تحول سوسیالیستی نمی تواند متحقق گردد. اما این دیکتاتوری باید توسط طبقه کارگر و نه یک اقلیت کوچک و پیشتاز بجای طبقه کارگر اعمال شود. این بدان معناست که این دیکتاتوری باید در هر گام خویش محصول شرکت فعال توده ها بوده و باید تحت تأثیر بلاواسطهً آن و نیز کنترل همه جانبهً افکار عمومی قرار داشته و از آموزش سیاسی رشد یافته تودهً خلق پدید آید......به طرفداران سوسیالیسم دولتی، یعنی به بلشویکها نیز باید گفت که با هجویات خود مبنی بر حق تعیین سرنوشت ملل، آب به آسیاب ضد انقلاب ریختند و به این ترتیب نه تنها ایدئولوژی خفه ساختن انقلاب روسیه را، بلکه حتی سرکوب ضد انقلابی برنامه ریزی شده را در تمامی جنگ جهانی ارائه دادند........مسئله خطرناک آنجا آغاز میشود که آنها ( بلشویکها ) آنچه را که در نتیجه ضرورتها انجام داده اند به الگو بدل میسازند و تاکتیکهای خود را که محصول یک چنین شرایط شومی هستند؛ تئوریزه کرده و در کلیه اجزایش ثبت نموده و آنها را بمثابه نمو نه های تاکتیک سوسیالیستی به پرولتاریای جهانی ارائه داده و تقلید از آن را مطالبه میکنند...
(آز کتاب انقلاب روس نوشته رزا لوکزامبورگ)

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
پیوندها
kibbutz
kibbutzim
kibbutz-wikipedia
anarcho communism
principles of anarcho communism
Einstein Was a Communist
The Communist Origins Of Anarchism
جبهه ی آزادیبخش حیوانات
اتوپبا
آنارشی
لوموند دیپلماتیک
The Monthly Review
Animal Liberation Front
سه‌کۆی ئه‌نارکیستانی کوردستان
خەمی نان و خەونی ئازادی
Araagon(برای دنیایی آزاد وبرابر ،بدون سلطه دولت،حزب و بوروکراسی)
خبرگاه
آزادی بیان
منو پالتالک
دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM