تبليغاتX
انتقاد
 

شمشیر داموکلس رهبران حزب کومله بر بالای سر فراکسیون آن

 

نادر احمدی

‏2009‏/03‏/17

اخیرأ کمیته مرکزی مادام العمر حزب کمونیست ایران ( کومله آقای علیزاده ) بیانیه ای با نام: (اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران درمورد جمع موسوم به "فراکسیون فعالیت بنام کومه‌له") را منتشر کرد ه است که مرا بر آن داشت تا برای دفاع از آزادی بیان  به یک جمعبندی و انعکاس تضییقات اعمال شده توسط قدرت مداران حزب حکا بر علیه "فراکسیون فعالیت به نام کومله" و سمپاتهای آن بپردازم با این امید که بتوانم در مقابله با فرهنگ خودمحوری رهبران گروههای تمامیت خواه چپ کمکی کرده باشم.

اولین نکته ای که خود را در این ماجرا برجسته می کند این است که خودمحوری یک مرض فرهنگی مختص دولت جمهوری اسلامی نیست بلکه تمام گروههای چپ و از جمله حزب کومله به این آفت فرهنگی مبتلا هستند! و آنان نمی خواهند یاد بگیرند تا .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نادر در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت 17:4 |
 

آیا قیام سال 57 یک انقلاب مخملی- آمریکایی بود؟

نادر احمدی 

‏2009‏/03‏/13

در بحبوهه هیجانات قیام سال 57 و بعد از آن تعدادی از گروههای چپ  از ملاقات بهشتی و ژنرال آمریکایی هایزر در جزیره گوادلوپ خبر دادند که در این ملاقات در مورد  نحوه انتقال قدرت از شاه به خمینی توافق شد. در سالهای 63 در خیابانهای تهران شبنامه هایی پخش شد که در آن بر ماهیت مشکوک قیام 57 و کارگردانی آن توسط دولت آمریکا تأکید شده بود. در کتابی به نام "جنگ بی پایان" ضمن توضیح تقابل منافع جنبشهای مردمی در سراسر جهان با منافع دولت آمریکا، نحوه دخالت این دولت و ابزارهای آن مانند مؤسسات تحقیقاتی و سازمانهای جاسوسی متعددش توضیح داده شده بود ( در آمریکا در کنار سازمان سیا و اف.بی.آی، 14 سازمان اطلاعاتی دیگر وجود دارند که در عرصه های ملی و بین المللی فعال هستند). بر همگان روشن است که در دوران جنگ سرد برای سیاستمداران و استراتژیست های آمریکایی، ........


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نادر در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 15:53 |
 

تغییر جهان بدون تسخیر قدرت

 

مطلب زیر حاوی نکات جالبی در نفی دیدگاههایی مانند "مارکسیسم" می باشد اما درج این مقاله در اینجا، به معنی تأیید تمامی محتوای آن از طرف نگارنده این وب لاگ نیست.

مرور و نقد به کتاب

 "تغییر جهان بدون تسخیر قدرت"

نوشته ی جان هالووی
از: فرامرز دادور 
 
1- مرور

      بحث اصلی در کتاب جان هالووی حول محور این سئوال مهم است که آیا چگونه می توان برای ایجاد یک جامعه انقلابی و غیجهانرسرمایه دارانه تلاش نمود بدون اینکه به اهرم های حکومتی و حزبی، چه از نوع چپ انقلابی و چه آنهائی که حامل گرایشات رفرمیستی هستند، متوسل گردید. هالووی سرمایه داری را مملو از روابط متناقض، ناعادلانه و محروم کننده دانسته، معتقد است که پژواک ناشی از فریادی که دائماً در سراسر جهان انعکاس می یابد، پیام آور این است که بخش عظیمی از بشریت تحت اسارت به روابط استثماری و ناعادلانۀ اجتماعی به سر می برد.

در طول تاریخ، اکثریت قاطع توده های ستم دیده و در میان آنها بردگان، کشاوران، صنعتگران، کارگران، زنان و اقلیت های نژادی/ مذهبی، همواره برای نیل به آزادی، عدالت و حق تعیین سرنوشت اجتماعی خود به اشکال متفاوت مبارزه کرده اند. در دو قرن اخیر درمیان جنبش های مردمی و به ویژه گروههای رادیکال کارگری و سازمانهای سوسیالیستی رسم بوده است که در راستای انجام تحولات عمیق عادلانه و ایجاد جامعۀ نوین انقلابی، قدرت حکومتی به مثابۀ ابزاری حیاتی در نظر گرفته شود. اما هالووی، استفاده از اهرم حکومت برای نیل به اهداف آزادی خواهانه و برابری طلب را نادرست می داند. وی استقرار رژیم های "ملی دمکراتیک" و "سوسیالیستی" که ابزار دولت را به اصطلاح به نمایندگی از طرف مردم و توده های زحمتکش دردست گرفته و برخی رژیم ها هنوز بر آن اساس حکومت می کنند را نامورد دانسته، عملکرد آنها را در مقایسه با آرمانهای مربوط به رهایی و خودحکومتی واقعی در تناقض می بیند (ص. 18-17). سقوط رژیم های "سوسیالیستی" در اواخر سال های 1980 افق های متفاوت تری را برای مبارزات مردم به همراه آورده این سئوال اساسی را در مقابل جنبش کمونیستی طرح می کند که آیا برای توده های مردم چه نوع اشکال و چگونه مضامین اجتماعی می توانند جهت نفی روابط ستمگرانۀ موجود و حرکت به آن سوی سرمایه داری مناسب باشند. .................

      نویسندۀ این کتاب معقتد است
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نادر در دوشنبه پنجم اسفند 1387 و ساعت 13:38 |