![]() |
![]() |
|
| آنارشیسم، سوسیالیسم مردمی و ضد دولتی و مارکسیسم، سوسیالیسم دولتی و ضد مردمی است ! |
|
ریشه های مشترک مارکسیسم و ناسیونال- سوسیالیسم (2)
نادر احمدی دوشنبه 14-سپتامبر 2009 در پاسخ به مقاله پیشین من به نام: "ریشه های مشترک مارکسیسم وناسیونال- سوسیالیسم" آقایان نادر هدایت بهروز شادی مقدم (لینک) در مقام دفاع از مارکسیسم مطالبی را منتشر کردند که من از نظر محتوا انها را فاقد ارزش پاسخگویی می دانم و بخصوص نوشته آقای شادی مقدم که هدفش فقط جلب توجه هم فرقه ای هایش و اثبات وفاداری به مذهب مارکسیسم است و براستی انعکاسی از فرهنگ بی منطق و فحاشی و اتهام زنی مرسوم در بین چماقداران اینترنتی سازمان مجاهدین خلق است. نوشته آقای هدایت نیز حاوی شعارها و از خود تعریف کردنهای مرسوم در بین مارکسیستها است. بطور مثال او به تمامی وجوه اشتراک بین مارکسیستها و نازیها که من مطرح کرده ام نمی پردازد و بر اساس سنت ترتسکیستها فقط به کیش شخصیت استالین و مائو می تازد تا دق دلش را خالی کرده باشد و به ما نمی گوید که چرا حزب بلشویک آلت دست حضرت استالین بوده است؟ و چرا حزب به اصطلاح کمونیست چین بادمجان دور قاب چین حضرت مائو بوده است و هنوز می باشد و این حزب از حضرت مائو یک بت و خدا درست کرده است؟ آیا آقای هدایت نمی داند که حضرت لنین سالها در کشور سرمایه داری سویس زندگی کرده است و دولت آلمان اجازه داد تا لنین در هنگام بازگشت به روسیه از خاکش عبور کند؟ آیا آقای هدایت نمی داند که دولت آلمان هیتلری با کشور شوروی به اصطلاح سوسیالیستی قرارداد صلح امضاء کرده بود؟ آقای هدایت می نویسد: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 18:6 توسط نادر |
|
|
ریشه های مشترک مارکسیسم و ناسیونال- سوسیالیسم
نادر احمدی سه شنبه، 2009/09/01 - وجوه اشتراک ما با بلشویکها بیش از وجوه اختلاف ما با آنان است ... من همیشه دستور داده ام که کمونیست های سابق فورأ به عضویت حزب ما پذیرفته شوند. ( هیتلر: ناسیونال سوسیالیسم 1945-1889) - اگر به خاطر کمونیسم ما باید نود درصد از جمعیت کشور را قربانی کنیم ما از این نوع قربانی دادن صرفنظر نخواهیم کرد. ( ولادیمیر لنین- انترناسیونال سوسیالیسم 1924- 1870 ) البته در اینجا منظور لنین از کمونیسم، تضمین حاکمیت الیگارشی حزب بلشویک بر اجساد مردم روسیه بوده است و سؤال این است که اگر نود درصد جمعیت کشوری قربانی شود کمونیسم برای چه کسی و توسط چه کسی باید ساخته شود؟ حقانیت مطلقی که مارکسیست ها برای خودشان قائل هستند فقط به اینجا محدود نمی شود بلکه اولین قربانی حکومت بلشویکها همان پرلتاریایی بود که حزب بلشویک قیام آنان را بر علیه حکومت بلشویکها در پتروگراد سرکوب و به خون کشید و در حالی که فریاد دفاع از حق تعیین سرنوشت بلشویکها گوش همه را کر کرده بود استالین تمامی مردم کشور چچن را به سیبری تبعید کرد و تمامی اقوام اسیر در شوروی سابق تا زمان سقوط آن امپراطوری در چنگال بلشویکها گرفتار بودند. مارکسیسم و نازیسم ( ناسیونال- سوسیالیسم ) ظاهرأ دو قطب و بلوک متضاد هستند اما با مطالعه دقیقتر آنان به ماهیت یکسان و وجوه بسیار مشترک آنان پی می بریم. .....
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم شهریور 1388ساعت 17:3 توسط نادر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
...این یک واقعیت آشکار و غیر قابل انکار است که بدون مطبوعات آزاد و سانسور نشده و بدون موجودیت بدون محدودیت سازمانها و اجتماعات، حاکمیت واقعی مردم غیر قابل تصور است.....این وظیفهً تاریخی پرلتاریا است که هر گاه قدرت سیاسی را بدست آورد، بجای دمکراسی بورژوایی، دمکراسی سوسیالیستی را بنشاند و نه آنکه هر گونه دمکراسی را از میان بردارد.......آری دیکتاتوری ! اما این دیکتاتوری در نوع بکارگیری دمکراسی و نه در از بین بردن آن تشکیل می شود که بدون دخالت با انرژی و قاطع در حقوقی که در مناسبات اقتصادی جامعه سرمایه داری تحصیل شده اند، تحول سوسیالیستی نمی تواند متحقق گردد. اما این دیکتاتوری باید توسط طبقه کارگر و نه یک اقلیت کوچک و پیشتاز بجای طبقه کارگر اعمال شود. این بدان معناست که این دیکتاتوری باید در هر گام خویش محصول شرکت فعال توده ها بوده و باید تحت تأثیر بلاواسطهً آن و نیز کنترل همه جانبهً افکار عمومی قرار داشته و از آموزش سیاسی رشد یافته تودهً خلق پدید آید......به طرفداران سوسیالیسم دولتی، یعنی به بلشویکها نیز باید گفت که با هجویات خود مبنی بر حق تعیین سرنوشت ملل، آب به آسیاب ضد انقلاب ریختند و به این ترتیب نه تنها ایدئولوژی خفه ساختن انقلاب روسیه را، بلکه حتی سرکوب ضد انقلابی برنامه ریزی شده را در تمامی جنگ جهانی ارائه دادند........مسئله خطرناک آنجا آغاز میشود که آنها ( بلشویکها ) آنچه را که در نتیجه ضرورتها انجام داده اند به الگو بدل میسازند و تاکتیکهای خود را که محصول یک چنین شرایط شومی هستند؛ تئوریزه کرده و در کلیه اجزایش ثبت نموده و آنها را بمثابه نمو نه های تاکتیک سوسیالیستی به پرولتاریای جهانی ارائه داده و تقلید از آن را مطالبه میکنند...
(آز کتاب انقلاب روس نوشته رزا لوکزامبورگ) |
|
RSS
|