![]() |
![]() |
|
| آیا می دانید که فرق بین دیکتاتوری پرلتاریای مارکسیستی با ولایت مطلقه آخوندی چیست؟ |
|
...... اختلافات فکری را به تضاد آشتی ناپذیر تبدیل نکنند! و از تفاوت فکری برای ارتقا، سطح کیفیت آگاهی سیاسی و ایدئولژیک خود بهره ببرند! بلکه بجای جاری بودن یک پرسه بحث دینامیک رفیقانه در درون تشکیلاتی مانند کومله، هر کدام از این تشکیلاتهای مارکسیست- لنینیست مانند سکتهای مذهبی در درون خود دارای چند زیرمجموعه سکت رقیب می باشند که هر کدام از آنان نیز بطور مجزا دارای یک مرجع تقلید اختصاصی و کیش شخصیت منحصر به خود می باشند! بدینترتیب رهبری تشکیلات حزبی مانند کومله برای هواداران این حزب تصمیم گیری می کند و اجازه نمی دهد تا آنان با شنیدن نظرات موافق و مخالف برای خود تصمیم بگیرند؟ رابطه فرد و تشکیلات در یک چنین تشکیلاتی، رابطه مرید و مرجع است و تشکیلات از عضو خود اطاعت بی چون و چرا و سرسپردگی مطلق را طلب می کند! با وجود این رهبری حزب کومله در بیانیه پر از تضاد خود مدعی دمکراسی است و چنین می نویسد:(تریبون های حزبی همواره برای انتشار دیدگاهها و نظراتشان بر روی آنها گشوده بوده است .... پلنوم با توجه به وظیفه ای که در زمینه حفظ انسجام تشکیلاتی و تامین وحدت عمل حزب و کومهله بر عهده داشت پس از بررسی جوانب مختلف مسئله این فراکسیون را برسمیت نشناخت ودر مقابل این حق را مطابق اساسنامه حزب برای این رفقا برسمیت شناخت که آنان می تواننداز طریق نشریات و دیگر رسانه های حزبی، هم تشکیلات و هم جامعه را از نقطه نظرات خود آگاه نمایند و بدین ترتیب از آن رفقا خواست بعنوان یک اقلیت سازمانی به کمک چنین ابزارهایی که در دسترس خواهند داشت به تشریح دیدگاههای خود نه تنها در درون تشکیلات بلکه در سطح عمومی هم بپردازند.... متاسفانه آنها از این امکان مساعد تا هنگام برگزاری کنگره سیزدهم کومهله بهره چندانی نگرفتند .. ) اما در چند سطر بعد با ابراز نارضایتی از طرح و تبلیغ دیدگاههای فراکسیون در تشکیلات، شکایت می شود که: ( .. و به سازمان دادن و تاسیس يك تشكيلات در درون تشكيلات حزب اقدام نمودند و عملا تشکیلات حزب كمونيست ايران و كومهله را به پایگاهی برای پیشبرد پروژه های سیاسی و تشکیلاتی خود در بیرون از تشکیلات تبدیل کردند.... رهبری این حزب مجاز نیست و نمیتواند در مقابل تلاشهای انحلال گرانهای که سنت های انقلابی و پیشرو و ادامهکاری آن را با مخاطره روبرو می سازد، مماشات جویانه رفتار کند، بلکه بایستی بموقع و با صراحت و تعهد به انجام وظایفی که به وی سپرده شده است، از موجودیت آن، هم از لحاظ سیاسی و هم از لحاظ تشکیلاتی، دفاع کند. ... ) بدین سان مرکزیت حاکم بر حزب کومله به تعریف و تمجید از خودش می پردازد و از یاد می برد که بروز فراکسیون و انشعابات قبلی نتیجه سیاستهای آنان است و در حالیکه فراکسیون را به " تلاشهای انحلال گرانه" متهم می کند اما خود را مدافع سنت های انقلابی و پیشرو جا می زند! ( هیچکس نمی گوید که دوغ من ترش است!) متأسفانه اکثریت حزب کومله که کمیته مرکزی سخنگو ی آنان است بجای برقراری یک رابطه رفیقانه و سوسیالیستی با دگراندیشان، با سو، استفاده از قدرت و توسل به چماق بوروکراسی بورژوایی- حزبی بدنبال " حفظ انسجام تشکیلاتی و تامین وحدت عمل حزب و کومهله " است! و هیچ تلاش واقعی از خود بروز نمی دهد تا به دیدگاههای "فراکسیون فعالیت بنام کومهله" توجه کند و عواملی را که باعث ایجاد این فراکسیون شده است را برطرف کند! و با آنان مانند دشمن رفتار می کند! حال ببینیم که "فراکسیون فعالیت به نام کومله" در این مورد چه می گوید. این فراکسیون در بیانیه به نام: (نگاه ما به کنگره ١٣ ( فراكسيون فعاليت بنام كومهله))به تاریخ18/08/2008 چنین نوشت: (مقدمتا گفته باشيم که اين کنگره همانند کنگرههاي پيشين بر طبق روالی آماده و تدارک ديده شد که همواره مورد نظر و انتظار رهبري بوده است: کنگرهاي روتين، با گزارشي که تنها در ابتداي شروع کنگره در اختيار نمايندگان و شرکت کنندهگان قرار گرفت. ... آمادهسازيهاي انتخاباتي براي کنگره در اين دوره نيز بر همان روال و بر اساس همان تمهيداتي به پيش برده شد، که با خاطر جمعي تک صدا کردن و يکدست شدن کنگره از آن بدست آيد، که اينبار نيز مقصود مورد نظر با موفقيت حاصل گرديد..... براي اين کنگره تدارک چگونگي پيشبرد بحثها و جوسازيهاي لازم، از پيش توسط سازمان دهندگان آن کاملا انجام پذيرفته بود. تعدادي از اعضاي فراکسيون در مورد گزارش سياسي اظهار نظرهائي کردند که بعضا مورد تأييد نيز قرار گرفت. تنها بحثي كه بعدا وارد دستور کار کنگره شد، موضوع فراکسيون فعاليت بنام کومهله بود که در گزارش کتبي ارائه شده به کنگره از آن ذکري به ميان نيآمده بود.....) در بیانیه دیگری به نام:" ( در دفاع از آزادى بيان و عقيده و هر نوع تسويه سياسی و تشکيلاتی محکوم است!) که به تاریخ (07،08،2008) از طرف " هيئت هماهنگى فعالين طيف كومه له" منتشر شد چنین آمد: " بر طبق اخبار رسيده و بر اساس اطلاعيه خبری فراکسيون فعاليت بنام كومهله كه اخيرأ منتشر شده است، از جانب رهبری حزب کمونيست ايران (حکا) يک سری اقدامات برای کنار گذاشتن اعضاء و هواداران اين فراکسيون و همچنين افرادى كه مخالف عملكردهاى نادرست رهبرى اين تشكيلات هستند وطور ديگرى مى انديشند, به اجراء گذاشته شده است. در بیانیه دیگری به نام: "برخورد غير دموكراتيك وضد آزادى رهبرى حزب كمونيست ايران" که از طرف ( جمعى از فعالين كومله در شهر سليمانيه و حومه) منتشر شده است چنین نوشته شده است: (برخورد غير دموكراتيك وضد ازادي رهبري حزب كمونيست ايران در برابر رفيق عبد الله خوش پيام را محكوم ميكنيم.) در اطلاعیه دیگری که "فراکسیون فعالیت به نام کومله" به تاریخ 24 سپتامبر 2008 منتشر کرد نوشته شده است که: ( اخیرأ رفیق ابراهیم علیزاده دبیر اول کومله در جلسه گفت و شنود با اعضا، و پیشمرگان کومله ... اقدامات جدیدی را بر علیه "فراکسیون فعالیت به نام کومله" به قرار زیر ابلاغ نموده و اظهار داشته اند که نام و عنوان این فراکسیون به هیچ وجه از جانب تشکیلات رسمیت ندارد و بنا بر این: 1- هر عضوی که از فراکسیون دفاع کند یا نوشته ای به دفاع از آن منتشر کند، خلع عضویت خواهد شد. 2- اگر رهبری تشکیلات تشخیص دهد که پیشمرگی تمایلات فکری بسیوی فراکسیون فوق الذکر دارد، ا بنوعی سمپاتی و حمایتی از فراکسیون بنماید، از تشکیلات اخراج خواهد شد. 3- هر داوطلب پیشمرگ که تمایلات یا سمپاتی به فراکسیون داشته باشد بلافاصله از آموزشگاه نیروی پیشمرگان اخراج خواهد شد........ ) با خواندن این تهدیدات انسان به یاد بیانیۀ حکومت نظامی می افتد. براستی این است مقدمه تشکیل حکومت سوسیالیستی که حزب کومله بشارت آن را به ما می دهد؟ و چرا این حزب و قلم بدستان حرفه ای آن به جای پاسخگوئی مشخص به این اتهامات سنگین به داستان سرائی تئوریک می پردازند؟ اینجا هدف من دفاع از "فراکسیون فعالیت بنام کومهله" نیست زیرا من شناخت کافی از این فراکسیون را ندارم بلکه هدف من دفاع از آزادی بیان است که در احزاب مارکسیست وجود ندارد. اما نکته جالب این است که دوستان عضو فراکسیون کومله هنوز ماهیت رهبری حزب کومله را نشناخته اند و از آن توقع برخورد دمکراتیک را دارند!؟ گوئی این دوستان بعد از سالها همکاری با یک چنین تشکیلات قدرت طلب هنوز نمی دانند که کومله عاشق دیکتاتوری به اصطلاح پرلتاریائی است ( دیکتاتوری الیگارشی حاکم).دوستان "فراکسیون کومله"گوئی هنوز نمی دانند که در مارکسیسمی که کومله به آن معنقد است آزادی فعالیت حزبی وجود ندارد، حکومت مارکسیستی تک حزبی است، رهبری حزب مادام العمر است و جای مخالفان در زندان و اردوگاه کار اجباری است و این اصول در تمام کشورهایی که مارکسیستها به حکومت رسیده اند اجرا شده اند! رهبری حزب کومله صرفنظر از اینکه برای دفاع از خود چه توجیهاتی دست و پا می کند اما در اصول مارکسیسم که حزب کومله خود را به آن متعهد می داند دمکراسی و آزادی بیان یک مفهوم بورژوائی است که با اصول مارکسیستی در تضاد است! البته کومله به عنوان یک حزب عاشق "قدرت سیاسی" مانند تمام احزاب مشابه در حالی که از وعده های سرخرمنی مانند "حکومت شورائی" و .... صحبت می کند که در عملکرد کنونی آن هیچ اثری از این وعده ها نیست! در بین احزاب غربی و بورژوایی اگر یک حزب در رقابت انتخاباتی شکست بخورد، تمامی کادر رهبری آن حزب کناره گیری می کند و جای خود را به افراد جدید می دهد، اما در احزاب مارکسیس- لنینیست مانند کومله رهبری مادام العمر و موروثی است و بعد از این همه شکست و افتضاح سیاسی، گروه رهبری کومله خود را به گذشته این جریان آویزان کرده است و طوری رفتار می کنند که گوئی هیچ اتفاقی نیافتاده است. رهبری حزب کومله شمشیر داموکلس به اصطلاح پرلتاریا را بر بالای سر فراکسیون آویزان نگاه داشته است و با دروغ پراکنی مانند دولتهای حاکم شرایط را بتدریج طوری آماده می کند تا در فرصت مناسب به موجودیت آن خاتمه بدهد! آقای صلاح مازوجی که به الیگارشی حاکم در حزب کومله تعلق دارد در نفی نظرت فراکسیون چنین می نویسد: (این رفقا با بیان اینکه سوسیالیسم مورد نظر حزب کمونیست و کومه له در “خوشبینانه ترین حالت جز یک سرمایه داری دولتی بنام سوسیالیسم با یک طبقه تازه به دوران رسیده حزبی در راس آن بنام طبقه کارگر و یک نظام تک حزبی مختنق کننده توده ها چیز دیگری ببار نخواهد آورد”) او در جای دیگری چنین می نویسد: ( ... کومه له به مسئله قدرت سیاسی برخورد پاسیفیستی نمی کند. اگر میخواهیم کومه له نقش تعیین کننده ای در حاکمیت سیاسی کردستان ایفا کند و افق سوسیالیسم را به روی جامعه بگشاید، باید صد چندان تلاش کنیم که کومه له به بخش جدایی ناپذیری از جنبش طبقه کارگر تبدیل شود، باید بیشترین نفود را در میان زحمتکشان و اقشار تهیدست جامعه به دست آورد و اقشار دیگر اجتماعی را نیز به مسئولانه بودن و کارساز بودن سیاستهایش متقاعد کند. باید هزاران فعال و پیشرو کارگری، زنان و مردان آزاده، کومه له را در حکومت شورائی نمایندگی کنند.... ) همانطور که می بینیم آقای مازوجی بطور واضح نظر فراکسیون را تأیید کرده است و اقرار کرده است که برای او همه چیز از کانال کومله و دستگاه بوروکراسی قدرت طلب آن می گذرد. در اینجا ظرفیت و امکانات کومله ابزاری برای قدرت گیری کارگران و مردم نیست بلکه کارگران و مردم ابزار به قدرت رساندن رهبران قدرت طلب کومله می باشند! و از نظر اینان قدرتگیری کومله یعنی قدرتگیری کارگران!! با نگاهی به عملکرد تا کنونی کومله و تلاش تمامی انشعابیون از آن برای نفی هویت کاذب این حزب، بخوبی واضح می شود که تا چه حد آموزش سوسیالیستی در این تشکیلات وجود ندارد و ادعاها و شعارهای آقای مازوجی دیگر رنگ باخته است و در نزد مردم کرد خریداری ندارد. لازم نیست که آقای مازوجی زیاد زحمت بکشد و تلاش کند تا (...افق سوسیالیسم را به روی جامعه بگشاید...) بلکه لازم است که ایشان جشمانش را باز کند و ببیند که چرا درنتیجه حاکمیت او و دوستانش هر روز تنفر از سوسیالیسم در درون کومله رشد بیشتری پیدا می کند و انشعابیونی مانند کومله زحمتکشان، دست به دامن آمریکا می شوند! و با حزب دمکرات و فدائیان اکثریت وحدت عمل پیدا می کنند! آقای صلاح مازوجی و دیگر بوروکراتهای رهبری حزب کومله مانند دیگر احزاب مارکسیست به همان اندازه ادعای سوسیالیست بودن آنان باورکردنی است که ادعاهای احزاب بورژوایی در مورد دمکراسی و آزادی بیان باورکردنی است! اگر پراتیک، معیار درست شناخت باشد، پراتیک سیاسی- اجتماعی ارهبران کومله دقیقأ معکوس تمام تئوری بافی های فاضلانه آنان است. نکته مهمی که تاکنون در سایتهای مختلف اینترنتی به آن اشاره شده است این است که منابع مالی کومله برای تأمین هزینه دستگاه عریض و طویل اردوگاهها و پرسنل حرفه ای و حقوقبگیر آن و دستگاه رادیو و تلویزیون و سایتهای اینترنتی و حقوق پرسنل حرفه ای آن از چه منابعی تأمین می شود!؟ آیا کومله از بودجه ای که دولت آمریکا برای کمک به مخالفان رژیم جمهوری اسلامی اختصاص داده است چیزی دریافت می کند؟ و چه منافعی باعث شده است تا افراد مشخصی برای دفاع از موقعیت خود طوری رفتار کنند که گوئی اگر آنها از مقام حزبی کنار بروند یا شامل تنزل درجه بشوند دنیا به آخر می رسد!؟ و چرا آقازاده های حزبی با چنگ و دندان از مقام حزبی خود دفاع می کنند و کدام منافع آنان به خطر افتاده است؟ البته این موضوع در مورد حزب حکک و دیگر گروهها نیز صدق می کند و براستی اگر کاسه ای زیر نیم کاسه نیست چرا این گروهها با مردم صادق نیستند و منابع درأمد و محل هزینه های خود را در برابر مردمی که خود را اینگونه عاشق! آنان جلوه می دهند علنی نمی کنند؟ چندی پیش یک اعلامیه با عنوان: ( عبدالله مهتدی و اعلامیه حقوق بشر، نامهای سرگشاده به حزب دمکرت کردستان ایران ,سازمان اتحاد فدائیان خلق ,سازمان فدائیان خلق – اکثريت) از طرف فردی به نام "کیوان ثنایی" منتشر شد که در آن چنین نوشته شده بود: (( .... اقای مهتدی در سال 2006 شخصا مبلغ پنجاه و پنج 55000 هزار یورو را در اسکناسهای 500 یورویی به مدت یک سال با درخواست مکرر ایشان از من گرفت و تا الان که این نامه را می نویسم. اقای مهتدی حاضر نبوده که به قرادادی که با دست خود نوشته عمل کند. اقای مهتدی خوب می داند که این پول متعلق به بانک است و من ماهانه سود زیادی به بانک می دهم برای پولی که اقای مهتدی حاضر به پس دادن ان نیست. من بیش از صد نامه به اقای مهتدی نوشتم و از ایشان خواستم که این پول من را پس بدهد. ولی اقای مهتدی حتی یکبار هم به این نامههای من جواب نداد .... اقای مهتدی بعدا به جای پس دادن این پول مستقیم و غیر مستقیم به تهدید و ارعاب پرداخت به امید اینکه من از گرفتن حق خودم عقب نشینی کنم. اقای مهتدی با پول من و پولهای دیگر در لندن منزل مجلل می خرد و این در حالی است که من زیر فشار قرض اقای عبدالله مهتدی هستم. این است حقوق بشر اقای مهتدی. افتخار می کند که پول کیوان را بالا کشیده و این پول را نمی خواهد پس بدهد. من کلی پول و انرژی صرف کردم تا این پول را از مهتدی پس بگیرم ولی تا الان هیچ نتیجهای نداده. امضای اقای مهتدی زیر این اطلاعیه شبیه موعظه و نطق ملاهای حکومت اسلامی است. ... من این پرسش را از اقای مهتدی دارم که کاری که شما با من کردید غیر از کلاهبرداری هیچ کلمهای دیگر را نمیتوان بکار برد. شما من را تهدید کردید. ایا فکر نمی کنید شما هم دادگاهی احتیاج دارید که به جرائم شما رسیدگی کند. من حاضرم تمام مدارک را برای اثبات این اتهام به این دادگاه ارائه بدهم. مدارک هم صدای خود شما و سایر اعضای دفتر سیاسی و کمیته مرکزی حزبتان است که چگونه با من برخورد کردند. در پایان این اعلامیه یک کپی از متن دستخط قرارداد که به زبان کردی است نیز ضمیمه شده بود. در سالهای قبل از وحدت کومله و سهند تعدادی از اعضای سازمان رزمندگان (جناح انقلابی) به رهبری داریوش کائیدی که در معرض دستگیری و اعدام توسط رژیم جمهوری اسلامی قرار داشتند از کومله درخواست کمک کرده بودند تا بتوانند از کشور خارج بشوند اما به دلیل انتقاداتی که سازمان رزمندگان (جناح انقلابی) به کومله و سهند وارد کرده بود، کوملۀ شدیدأ انقلابی و مارکسیست- لنینیست! از ارائه کمک به دلایل سیاسی خودداری می کند و فقط در مقابل دریافت شصت هزار تومان پول نقد برای هر نفر، حاضر به ارائه کمک می شود! باعث تعجب نیست اگر یک چنین تشکیلاتی رهبرانی مانند عبدالله مهتدی را در دامن خود پرورش دهد که گفته می شود به همراه دو نفر دیگر جزو مؤسسان حزب حکا تحت رهبری آقای حکمت بوده است!. همیشه ماهی از سر می گندد، اما واقعیت این است که احزابی مانند کومله محصول محیطی مانند کردستان و دیگر احزاب شدیدأ مارکسیست- لنینیست و شدیدأ کارگریست ایرانی و حکومت آدمخوار خمینی نیز محصول کشوری مانند ایران می باشند! اگر ایرانیها در خارج از کشور از هم دیگر فرار می کنند و عاشق بیگانه ها هستند، اگر تمام احزاب چپ و راست بعد از مدت کوتاهی بعد از تأسیس دچار بحران و انشعاب می شوند، اگر مردم ایران در مقابل قتل عام زندانیان سیاسی سکوت می کنند، اگر اپوزیسیون چپ و راست ماهیتأ تفاوتی با رژیم جمهوری اسلامی ندارند، اگر مردم ایران در سایه رژیمی که با اهتمام خودشان اما با طرح آمریکاییها ایجاد شد کشور و جامعه ایران را به یک جنگل تبدیل کرده اند، کشور ایران به یک رنسانس و نه به یک انقلاب در بالا، بلکه یک انقلاب و تحول بنیادی در پائین نیاز دارد! و پیش شرط هر تحول بنیادی در بالا، تحقق یک تحول بنیادی در پائین است و مشکل احزاب چپ یک مشکل تئوریک نیست صرفنظر از آنکه علل آن چیست اما مشکل اصلی جامعه ما وجود یک عقب ماندگی تاریخی و همه جانبه و یک بیماری فرهنگی است! و رهبری حزب کومله بجای تلاش برای فریب افکار عمومی و انتشار جعلیات، بهتر است که تحقق دمکراسی و احترام به نظرات دگراندیشان را تمرین کنند. بقول رزا لوکزامبورگ، "دمکراسی به معنی حکومت اکثریت بر اقلیت نیست بلکه تحمل اقلیت توسط اکثریت است." البته میتوان درک کرد که چرا تحقق و احترام به حقوق اقلیت به نفع مرکزیت حزب کومله نیست! همچنانکه احترام به دمکراسی به نفع رهبران هیچ حزب و دولتی نیست.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 17:4 توسط نادر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ولایت مطلقه آخوندی، یک کپی از دولت و تشکیلات مارکسیستی است. مارکسیسم یک مذهب سیاسی است! مارکسیسم روح جهانی است که در آن روحی نمانده است، مارکسیسم افیون توده ها است ! مارکسیسم دشمن آزادی و موجب اسارت است ! مارکسیسم مکمل و اسب تروآی سرمایه داری برای نابودی دستاوردهای جامعه بشری است !
مارکسیسم یک ایدئولژی نازیستی است ! مارکسیسم یک تفکر نارسیستی و ماکیاولیستی است ! مارکسیسم دشمن حقوق بشر و دشمن طبقه کارگر است ! |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 |
|
RSS
|